|
گفتگو با اسماعيل همتي
(نويسنده
نمونه استان سمنان در سال 1384)
هنر بازتاب تجربه، تفكر و
احساس هنرمند است
تصميم
گرفتهايم از اين پس هرچند وقت يكبار به معرفي هنرمنداني از استان
سمنان
بپردازيم كه عليرغم قابليت فراوان آنان، يا به وادي فراموشي سپرده
شده اند و يا آنطور كه بايد معرفي نشده اند.
استاد
اسماعيل همتي نويسنده، پژوهشگر و مدرس داستان، نمايشنامه و
فيلمنامه،
اكنون
رئيس انجمن اهل قلم شهرستان سمنان است. او
دو سالي است
كه پس از سالها عضويت در هيأت علمي يكي
از دانشگاههاي كشور،
به سمنان بازگشته و مشغول نوشتن است و
بيش از 20
اثر نيز آماده چاپ دارد.
- آقاي همتي
ممكن است آثارتان را معرفي كنيد.
آثار من در زمينههاي گوناگون
هستند؛ از كتابهايي كه تاكنون منتشر شدهاند سه مجموعه شعر، ده
نمايشنامه، دو مجموعه فيلمنامه داستاني، پژوهشنامه دربارة ادبيات
كلاسيك ايران و سه داستان براي بزرگسالان و كودكان را ميتوانم نام
ببرم.
- و آثار آماده
انتشار؟
حدود 20 اثر كه در زمينههاي
گوناگون هنري، ادبي و آموزشي هستند.
- نخستين كتابي كه خوانديد
وبهترين اثري كه در يادتان مانده؟
نخستين كتابي كه به طور جدي
خواندم و فراموشم نميشود «زندگي انيشتن» بود و كتاب ديگري كه يادم
مانده «سپيد دندان» اثر جك لندن.
- نخستين كتابي كه نوشتيد؟
اولين كتابي كه منتشر كردم مجموعه
شعري بود در دوران گذار از نوجواني به جواني به نام «آي با توام».
- چرا هنر
نمايشنامهنويسي و به طور كلي نويسندگي را انتخاب كرديد؟
نميشود گفت انتخاب كردم. زماني
متوجه شدم كه كاغذهاي بسياري را از شعر و داستان و مقاله سياه
كردهام و باز هم مشغول سياه كردن هستم. تازه آن زمان بود كه نشستم
و براي انتشار، آثارم را تفكيك كردم. اما متاسفانه در سال 59 تمام
داستانها و نمايشنامههايي را كه تا آن موقع نوشته بودم و بنا به
دلايلي برايم مهم و دوستداشتني بودند، در تهران (كه در كيفي
بودند)بر اثر بياحتياطي خودم دزديدند و متأسفانه نسخه كپي هم از
آنها نداشتم.
- و تعريف شما
از هنر؟
هنر بازتاب تجربه، مكاشفه، تفكر،
تعقل و احساس هنرمند است از پديدههاي هستي، طبيعت، انسان و زندگي
خودش و پيرامونش كه به صورت شعر، داستان و ساير شكلهاي هنري و
ادبي آفريده يا نوشته ميشوند.
- هنرمند كيست؟
هنرمند بيانگر و نمايانگر
تجربهها، مكاشفهها، تعقلها و تفكرهاي بخشي از مردمان هر سرزميني
است كه به نمايندگي آنان – چه بخواهند و چه نخواهند – به منظور
دوري از رذايل غير انساني و نكوهش پديدههاي ضدانساني و نيز دعوت
آنان به فضايل انساني و ستايش پديدههاي تعالي بخش انسان، جامعه و
هستي، آثاري را در قالبهاي ادبي و هنري ميآفريند و يا بازآفريني
ميكند.
- به اعتقاد
شما رنگ هنر چيست؟
هنر نيز مانند زندگي در دل خود
رنگهاي گوناگون دارد. هر اثر به تناسب نوع محتوا، پيام و مخاطبش
رنگ خاصي دارد. اما گفتني است كه بيشتر آثار هنري جوهره سبز دارند.
چه آنها كه كمدي و نشاطآورند و چه حتي آثار تراژيك كه ظاهري تلخ و
تيره دارند، اما تأثيرشان بر مخاطب، تأثيري سبز و پالاينده است.
- به اعتقاد شما فرهنگ مهمتر
است يا هنر؟
فرهنگ مهمتر است. زيرا مجموعه
آثار و باورهاي ديني، قومي، ملي، ادبي، گويشي، تاريخي و ... به
علاوه آثار هنري زير مجموعه فرهنگ محسوب ميشوند. يعني هنر، حداقل
يكي از عناصر چندگانه تشكيلدهنده و سازنده فرهنگ ميباشد. اما
واقعيت اين است كه چون آثار هنري و ادبي عناصر ماندگارتر فرهنگ
مردم يك سرزمين هستند و خود نمادي از همه عناصر ديگر فرهنگ را در
خود دارند، بعد از آثار ديني كه نمايانگر شناسه پيامهاي خداوند و
آموزههاي پيامبران در طول تاريخ زندگي بشري هستند، قابليتهاي
ماندگاري را به تناسب ارزشهاي محتوايي و شكلشان نزد گروههايي از
مردم دارند.
- شنيدهايم
اتحاديه ناشران عرب از چهار كتابي كه تاكنون از نويسندگان ايراني
براي ترجمه انتخاب كرده است، يكي از كتابها «گاو ديوانه» از
نوشتههاي شما است. آيا كتابهاي ديگري هم از شما براي ترجمه
خواستهاند؟
اين موضوع مربوط به چهار، پنج سال
پيش است، اما خبر رسمي آن در نشريات ايران در نمايشگاه بينالمللي
كتاب امسال چاپ شد. اسم واقعي كتاب من «خاطرات يك گاو جنون زده»
است كه مجوز ترجمه آن را يك مترجم سوري از من گرفت. و چون نشر آن
را اتحاديه ناشران عرب به عهده داشت، كتاب توانست در چند چاپ به
طور گسترده در اغلب كشورهاي عربي پخش شود.
- آيا كتابي از
شما به زبان ديگري هم ترجمه شده است؟
مجوز آن گرفته شده، اما به چاپ
نرسيده. دليلش را هم قبول نكردن ناشر ذكر كردهاند كه چون ايران
عضو «كپي رايت» جهاني نيست، آثار ما در مكانيزم عرضه و تقاضاي
اروپا و آمريكا توسط ناشرين حرفهاي چاپ نميشود. و گرنه دو ثمر
قابل توجه خواهد داشت. يكي انتقال فرهنگ و هنر ما، و ديگري قابليت
ارزآوري آن. اميدوارم روزي ما هم عضو كپي رايت بشويم تا تنها
مصرفكننده آثار اروپاييها و آمريكاييها نباشيم. به علاوه آثار
برجسته نويسندگان ما را هم آنها بخوانند تا برخلاف تبليغات
تأسفبار، باور كنند كه ما هم داراي فرهنگ و تمدن و هنر و ادبيات
هستيم و غني هستيم. و اگر هنوز در بعضي قالبهاي ادبي جديد
نتوانستهايم مخاطبين آنها را جذب كنيم، نبود تعامل ادبي و نقد بين
ما و آنها بوده و هست.
البته در سالهاي اخير در نوشتن
داستانهاي كوتاه، نويسندگان ما آثار برجستهاي را توانستهاند خلق
كنند كه ناشرين آنها با توجه به استقبال چند كشور اروپايي و
آمريكايي در تلاشاند تا با نوعي قرارداد كه خلا كپي رايت را پر
كند، امتياز ترجمه آنها را بفروشد.
- و حرف آخر.
حرف آخر من در اين گفتگو اين است
كه ما اهالي حاشيه كوير چيزهاي چنداني براي عرضه به ديگران و
جهانيان نداريم، بيتعارف. اما دو نوع دارايي و سرمايه داريم كه
ميتوانند بعضي نداشتههاي ما را جبران كنند، يكي معادن كويري ما
است و يكي منابع ادبي ما. اگر استخراج و فرآوري و عرضه آثار معدني
سرمايه فراواني ميخواهند، جالب است كه براي بهرهوري از منابع
ادبي ما – چه منابع گذشته ما و چه اديبان معاصر و جوانان امروز ما
– سرمايهگذاري چندان كلاني نياز ندارد. به باور من اگر مسئولين
محترم سياسي و اقتصادي در كنار مسئولين محترم فرهنگي بخواهند و
بتوانند با مشاركت اهل ادبيات به تدوين برنامهاي ميانمدت و
بلندمدت بپردازند، اين خطه و از جمله سمنان اين ظرفيت و توانايي را
دارد كه آثار ادبي مورد نياز گروههايي از مخاطبين آثار فرهنگي و
ادبي را در داخل كشور و خارج از كشور را تأمين كند. نه اين يك خيال
نيست، حقيقتي است مثل همه حقايق كه هنگامي آن را باور ميكنيم كه
قبلاً دانههاي آن را كاشته باشيم. پيشنهاد مي كنم بياييم اين
دانهها را بكاريم. مطمئن باشيد كه در سالهاي آينده خواهيم توانست
بهرههاي مادي و معنوي را درو كنيم.
گفتگو: مهسا
يداللهي . تنظيم: ميثم دهرويه
|