|
گفتگو با اسماعيل همتي،
نويسنده، پژوهشگر ادبيات
و
رييس انجمن اهل قلم شهرستان سمنان
بزرگان
فرمودهاند كه ابراز حقشناسي و تكريم درباره چهرههاي بارز و
برجسته هر جامعه نشانه نجابت و بزرگي است و بيشك افتخار و سربلندي
هر كشور و هر استان و هر شهري بستگي به همين چهرهها دارد
ذخيرههاي ارزشمندي كه در راه اطلاع رساني و ارتقا سطح فرهنگي
جامعه گام برميدارند و به از رزق و برق زندگي و تعلقات مادي آن
همه مرارتها و سختيها را با جان و دل ميخرند تا جامعهاي سربلند
و سرشار از صداقت و معنويت بسازند.
با
نگاهي عميق به اين باورها،
جاي تأسف است كه علم و آگاهي از اين
بزرگان
آنقدر محدود است كه گاه فقط به بيان نام
آنان
و احتمالاً محدوده فعاليتها و خدمات آنان خلاصه ميشود و چه بسا
چهرههايي كه حتي نامشان نيز باقي نمانده و اكنون كه مختصر تلاشي
در اين راستا صورت ميگيرد يكي پس از ديگري از مغاك تاريك تاريخ و
بايگاني ايام بيرون ميآيند و شخصيتشان متجلي ميشود.
اسماعيل همتي نويسنده،
پژوهشگر
و
مدرس
ادبيات نمايشي،
رييس انجمن اهل قلم سمنان، نماينده صندوق
اعتباري نويسندگان، هنرمندان و روزنامهنگاران ايران در استان
سمنان و يكي از فرهيختگان ارزشمند اين خطه،
از جمله اين چهرههاي با ارزش هستند كه اين بار براي يك گفتگوي
خودماني در نظر گرفته شده است.
اين شما و اين هم گفتگوي ما با ايشان:
يك
سلام و احوالپرسي به همشهريان
سلامي چو بوي خوش آشنايي
بر اين مردم ديده روشنايي
يك
بيوگرافي كوتاه براي دوستداران؟
متولد 1334 در سمنان هستم.
از سيزده سالگي تا بيست و دو سالگي در تهران و پس از آن به خاطر
تحصيل و كار همواره از تهران به سمنان در رفت و آمد بودهام. از
سال 82 تاكنون مجدداً در سمنان ساكن شدهام و در كنار همسر و دو
فرزندم مشغول گذران زندگي هستم.
تحصيلات و كار؟
دوره كارشناسي ادبيات دراماتيك و كارشناسي ارشد كارگرداني را
گذراندهام و از سال 64 تاكنون در انواع مؤسسات هنري و مراكز آموزش
دانشگاهي مشغول معلمي بوده و كم و بيش هستم.
از
كارها و خدماتي كه انجام دادهايد؟
ناقابل بودهاند،
البته اگر بتوان اسمشان را خدمات گذاشت.
از
شغلهايي كه انجام دادهايد؟
از كارگري و كارفرمايي و همكاري در بخش ساختمان، انتشارات، صدا و
سيما تا معلمي در دورههاي فوق ديپلم، ليسانس و فوق ليسانس در
دانشگاههاي هنري.
از
آثاري كه خلق كردهايد؟
تا كنون سي اثر
از آنها
شامل
چند
نمايشنامه، فيلمنامه، شعر، داستان و چند كتاب درسي براي مراكزي كه
معلم بودهام
منتشر شده
و
حدود سي اثر هم آماده انتشار دارم.
كمي از مشكلات كاري خود بگوئيد؟
كار اصلي من نوشتن است و كوچكترين مشكلش بياجري.
آيا تا به حال از صفر شروع كردهايد؟
بارها.
سختترين و زيانآورترين كارها؟
بيكاري.
زيباترين خاطره كودكي؟
مشاركت در درست كردن خمير براي
پختن
نان با بانوان سالمندي كه در دوره كودكي ما كارشان نانوايي و
پختن
نان در خانه اين و آن بود.
گمان ميكنم اولين بار بود كه در نيمه شب بيدار شدم و تا صبح كنار
تنور و آن زنان مهربان و زحمتكش بيدار ماندم.
تلخترين خاطره نوجواني؟
ديدن جماعتي كه
در
سپيده صبح براي ديدن مراسم اعدام يك مجرم جمع شده بودند و عدهاي
هنوز در ميان خاكها دنبال سكههاي پول خرد بودند كه تماشاكنندگان
به عنوان كفاره گناهان انداخته بودند. خدا را شكر كه ما خواب مانده
بوديم و وقتي رسيديم كه همه چيز به پايان رسيده بود.
سرگرمي محبوب شما؟
گفتگو و شوخي و بازي با فرزندانم و ساير بچههاي آشنا از طريق ورود
به مباحث تخيلي و وادي تخيل.
از
دوستان دوران تحصيل؟
بيشتر آنان در ذهنم هستند و با اغلبشان هنوز دوست هستم. يدالله،
جعفر، ماشاءالله، خليل، كريم و بسياري ديگر.
كاري كه
بيشتر
به
آن علاقه داريد؟
معلمي و نوشتن داستان و نمايشنامه و فيلمنامه.
نام اولين معلم شما؟
جناب آقاي بنياسدي. (زندهياد بنياسدي)
بهترين مشوق شما در دوران تحصيل؟
زندهياد مادرم.
اهل انتقاد هستيد؟
بله،
چون اهل توطئه
(و
چاپلوسي)
نيستم.
از
خصوصيات بارز شما؟
خوشباوري،
و جدي گرفتن كاري كه ميپذيرم. (البته خودم
اينطور
فكر ميكنم.)
اگر بخواهيم پيشرفت كنيم؟
شناخت مقصد، شناخت منزلگاهها و موانع بين راه و سپس حركت. اگر
عشق و انگيزه و صداقت باشد بهتر،
و اگر همراهان و همسفران خوب و آگاه،
يا مدير و راهبر خوب و دانا با ما باشد، چه بهتر.
نقطه آرامش؟
امنيت رواني به علاوه امنيت اقتصادي مساوي است با احساس رضايت.
پيشنهاد شما به اصحاب مطبوعاتي؟
هيچ مطلبي زيانبارتر و بدتر از يك مطلب خنثي نيست.
مقدسترين واژه؟
مادر.
ديدار كعبه؟
اگر مقدر بشود.
قسمتي از يك شعر زيبا و كوتاه؟
تو را دوست دارم همچون نان و نمك.
يك
لطيفه كوتاه؟
از يكي پرسيدند اگر رئيس جمهور بشوي چكار ميكني؟ گفت: اول يك كار
براي خودم دست و
پا
ميكنم!
يك
پيام قرآني به دوستان؟
در داستانهاي آنان (پسشينيان)
خردمندان را عبرتي است.(سوره يوسف از آيه 111)
يك
آرزو براي همنوعان؟
زندگي پايدار در صلح،
بدون گرسنگي، بدون ترس و بدون جهل.
چيزي كه آزارتان ميدهد؟
لگدكوب كردن زيباييها توسط كساني كه ظاهراً هنوز هيچ نوع زيبايي
را كشف يا درك نكردهاند،
و نيز گفتن مونولوگ توسط كساني كه به قصد گفتن ديالوگ با شما
همنشين مي شوند.
رمز جاودانگي؟
احترام به انسان، زندگي، طبيعت، هستي و آفرينش.
يك
تعريف ساده از زندگي؟
دوران بسيار مقدس و البته كمي سخت
و
دشوارميان
تولد و مرگ.
روزهاي شما چه رنگي است؟
بر اساس يكي از تعريفهاي معروف كه ميگويد: «زندگي منشوري است در
حركت دوار، با رنگهاي بديع و گوناگون...» زندگي من هم هر روز يا هر
چند روز،
يكي از همين رنگهاست.
حاصل يك عمر؟
ترازويي با دو كفه كاميابيها و حسرتها،
و دلي
كه
آرزومند كاميابي ديگران،
به خصوص، كودكان و آيندگان است.
يك
پيشنهاد
به مسئولين اجرائي استان؟
بكوشند علاوه بر مسئول،
يك
مديرخوب
هم باشند. اگر توانائياش را دارند سعي كنند چرخه فعاليت و خلاقيت
و انتفاع براي كاركنان محيط كاري خود به وجود آورند.
اگر ندارند،
بكوشند لااقل دست و دل دهش و بركت
بار داشته باشند.
و اگر اين را هم نميتوانند، منصف باشند و مسئوليت در امور ديگري
را بپذيرند كه امكان انجام يكي از دو امور اول را داشته باشند.
اگر جاي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بوديد؟
شرح وظايف خود را و همچنين اهداف كلان كشور و برنامههاي توسعه
كشور را با دقت بيشتري ميخواندم.
نظر شما در مورد ماهواره و اينترنت؟
دو ابزار ارتباطي، رسانهاي و اطلاعاتي امروزي.
نظر شما در مورد موسيقي و ورزش؟
دو پديده رضايت بخش و سلامت بخش براي انسان.
بهترين كتابي كه خواندهايد؟
يكي از آخرينهايش «چراغها را من خاموش ميكنم» اثر خانم پيرزاد.
وصل يا هجران؟
معمولاً هر دو از پس يكديگر ميآيند. با اين حال من هم دعا ميكنم
اي خدا اين وصل را هجران مكن.
با
خدا چگونه ميتوان رابطه برقرار كرد؟
هزارگونه.
شاهكار خلقت؟
انسان.
يك
سفارش به هنرمندان؟
واقعيت اين است كه «هنرمندان» سفارشپذير نيستند، البته از جهاتي
خوشبختانه و از جهاتي متأسفانه.
شايد به همين دليل است كه در امرار معاش مشكل دارند.
علل عقب ماندگي؟
گرسنگي بيش از حد، جهل بيش از حد و ترس بيش از حد.
بهترين اختراع بشر؟
همه اختراعها از بهتريناند،
و اختراعاتي كه باعث ارتباط آسانتر ميان انسانها شدهاند،
محترمتر.
اگر زمان به عقب برگردد؟
واقعيت اين است كه زمان هرگز به عقب برنميگردد. اين ما هستيم كه
در عمل يا در ذهن به عقب برميگرديم و
هم
اكنون خود زمان را از دست ميدهيم و نيز كار دست خودمان يا ديگران
ميدهيم.
رؤياها؟
رؤياها شيرين كننده زندگي هستند.
چيزي كه خوشحالتان ميكند؟
ديدار دوست قديمي و
نيز
كشف دوست تازه.
اگر بخواهيم پيشرفت كنيم؟
تا معنا و مفهوم پيشرفت را چه بدانيم؟
چون پيشرفت مفهومي نسبي است. ولي به طور كلي اولاً بتوانيم بر
گرسنگي فائق آئيم،
ثانياً ترس را در خود كم كنيم،
ثالثاً خلاق و توليدگر باشيم.
برخورد شما با رقيب؟
راستش هميشه رقيب خودم را «خود ديگرم» ميدانستهام و ميدانم.
بنابراين هرگاه باعث تشويقم شده خوشحال شدهام و هرگاه سرزنشم
كرده،
به
خودم آمده ام وگذشت
كردهام.
ولي
در
دلم
هميشه
به
خاطر انتقادهايش از او ممنون بودهام.
شخصيت مورد علاقه؟
هركس كه دروغين نباشد، البته به شخصيتهايي كه حس دوست داشتن آنان
بيشتر از حس نفرتشان
است بيشتر علاقه دارم.
بزرگي انسان را در چه ميبينيد؟
در اين كه هم خود را دريايي بداند و هم در عين حال قطرهاي از
دريا.
يك
پيام و يك دعا براي هم استانيها؟
پيامم اين است:
داراييمان بيشتر از نداريمان است.
و
دعايم:
خدايا ما را هوشياري و توانايي ده تا سرزمين خود را سبزتر و آبادتر
از آنچه هست به فرزندان خود بسپاريم.
ايام فراغت را چگونه ميگذرانيد؟
مطالعه آثار چاپ نشده دوستان جوان، گردش همراه خانواده در
خيابانهاي سمنان، و
گاهي هم پرسه در سايتهاي اينترنتي فرهنگي و هنري داخلي و خارجي.
نظر شما در مورد روزنامه پيام؟
تحسين به خاطر پايداري در انتشار مستمر در طول اين سالها،
و انتقاد به خاطر فقدان مطالب و
گزارشها و مصاحبههاي تأثيرگذار به اندازه لازم.
آخرين سخن؟
آخرين سخن را معمولاً در فيلمها و در هنگام مرگ ميگويند ما هم كه
اهل فيلم نيستيم.
در
خاتمه از اين كه وقت گرانبهاي خود را در اختيار سرويس اجتماعي
روزنامه پيام گذاشتيد، صميمانه تشكر ميكنم.
من هم از اين كه فرصتي
داديد
تا در خدمت شما
و
همشهريان و هم استانيهاي
بسيار خوبم حرفي
بزنم،
بسيار ممنون و خوشحالم.
اميدوارم امسال سال بسيار خوبي براي همه باشد.
|